محمّدرضا یکرنگ صفاکار ۱۳۹۷/۱۲/۰۳
سمفونی شمارهی 40 در سل مینور
سمفونی شمارهی 40 در سل مینور ، کا 550شگفت انگیز است که موتزارت سه سمفونی استادانهی واپسین از چهلویک سمفونی خود را در شش هفته (بهسال 1788) تصنیف کرد. ازین میان، سمفونی چهل به لحاظ سرشت سوداییاش گشایشی ازیک سمفونی کلاسیک به سمفونیهای رمانتیک قلمداد شدهاست . این اثر، چهار موومان متداول سمفونی کلاسیک با ضرباهنگ بهترتیب تند، کند، تند، تند دارد. موومان اول با تمپوی “خیلی تند و جاندار” و فرم سونات، با تمی آغاز میشود که اینک برای ما بسیار آشناست: تمی با سرایش خاطرهاندود و تمناآمیز ویلنها بر پسزمینهی آکوردهای شکستهی تپنده و بیقرار ویولاها. تم دوم که در تضاد با تم اول، سرشتی آرام و تغزلی داردو در تنالیتهی غیر تونیک سیبمل ماژور است، پس از پلی برگرفته از تم اول شنیده میشود و خود راه میبرد به کودای فرعی پایانِ «اکسپوزیشن» (ارایهی تمها) که به مانند پل، بسطی از تم اول با دگرگونیهایی شورمندانهتر است. «دوِلوپمنت» یا بسطو گسترش اصلی تمها اما، پس از تکرار اکسپوزیشن است. که مبتنیست بر مُدولیشن تم اول با شکستن پر فراز و نشیب و گوناگون جملات تم به موتیفهایش درحالاتی دراماتیک و شورمندانه تر از پیش. این موومان با بازگشت تمها وسپس کودایی برگرفته از تم اصلی (اول) در تونیک به پایان میرسد؛ ریاکسپوزیشن یا بازگشتی با تداوم بسطهای پرشور و دراماتیک.
موومان دوم که بنا به عرف سمفونی کلاسیک در تونالیتهای غیر تونیکِ میبمل ماژور است و«آندانته»ای است با سرشتی آرام و لیریک، فرم سوناتی آمیخته با فرم«تم و واریاسیون»دارد با واریوسیونهایی از دو تم تغزلی با همراهی مدام و بیوقفهی فیگوری مواج و پرفراز و نشیب با تناوبی از تبادل نقش غالب بادیهای چوبی، زهی ها و هورنها که در مجموع به این موومان بیانی بس زیبا میبخشد از تمنا و اشتیاق روحی سرشار، به بالگشودنی پیوسته به دنیاهای بیرون و درون.
موومان سوم «منوئه»ای با تمپوی «الگرتو» است که اما لحن و حالت جدی، مؤکد و اندیشناکاش – همسویه با سرشت سودایی و رومانتیک دو موومان قبلی – آن را از حالت رقص گونهی این رقص روستاییِ فرانسوی دورهی باروک و کلاسیک دور میکند. هرچند، چنانکه در سمفونی کلاسیک متداول است، منوئه ای است سهبخشی با بخشهای زیر مجموعهی هر بخش؛ با بخش میانی یا «تریوی« ای ماژور که سرشت طناز و شبانی دلپذیرش، مسالمتیست گرچه موقتی با رقصگونگی منوئه.
موومان چهارم و پایانی سمفونی با نشانهی «به کفایت تند و جاندار« سرشار از تضاد و تقارونی ساختاری و شور و هیجانِ اضطرابآلودی موتزارتی است. این موومان فرم سوناتی دارد با تم اصلیِ پُر تبوتاب در تضاد با تم دومِ تغزلی که در سراسر موومان و بهویژه در بخش دولوپمنت، بسطی پرتنش و دراماتیک مییابد تا با کودایی پرشور و تنش و مهیج سمفونی را به پایان برساند.
ویلنکنسرتوی شمارهی3 در سل ماژور
ویلنکنسرتوی شمارهی3 در سل ماژور،کا 216موتزارت سومین از پنج ویلن کنسرتوی خود را به سال 1775 در سالرزبورگ تصنیف کرد. ارکستراسیون این اثر بهمانند سمفونی چهل، شامل زهیها (ویلنهای اول و دوم ، ویولاها، ویلنسلها و کنترباسها) دو هورن و بادیهای چوبی است؛ با این تفاوت که دراین کنسرتو دو باسون و دو کلارینت نیستند و در موومان دوم دو اُبوا خاموشاند و دو فلوت (یکی اضافه بر تکفلوت سمفونی) تنها در این موومان نواخته میشوند و البته یک ویلنِ سولو به عنوان تکنواز کنسرتو در سراسر آن حضور فعال دارد. موومان اول کنسرتو در سل ماژورِ تونیک و با تمپوی « الگرو » فرم سونات کنسرتوی کلاسیک دارد؛ بدینگونه که ابتدا تم اولِ روشن و بانشاط با نقش اصلی و قوی زهیها و بعد تم دومِ طناز با آغاز ملایم بادیها و ویلنهای ارکستر ارایه میشود و سپس اکسپوزیشن یا ارایه دوم با ویلن سولو که تمها را بسط میدهد صورت میگیرد. در بخشهای بسط و گسترش تمها و بازگشت یا ارایه مجدد آنها، ویولن سولو نقشی فعال دارد؛ چنانکه به ارکستر کمتر مجال حضوری تمام میدهد. درآخرِ ریاکسپوزیشن، کادانسی ناقص راه میبرد به بخش «کادنتسا» که به بداههوارنوازی ویلن سولو بر روی تمها اختصاص دارد که این هم سرانجام راه میبرد به کودای پایانبخش موومان با تمامی ارکستر.
موومان دوم «آداجیو»یی است دررِ ماژور که فرم «تِرنِری» یا سهبخشی دارد. در بخش نخست، تمی تغزلی با ملایمتی که بر سراسر موومان غالب است، ویلن سولو را در مکالمه با زهیها و بادیهای ارکستر قرار میدهد؛ بر پسزمینهای از فیگور ریتمیکی تپنده و همچنان ملایم که با بخشهای مختلف ارکستر نواخته میشود. بخش میانی بسط و دگرگونهای از این تم است که در بخش پایانی تم به حالت و تونالیتهی نخست بازمیگردد درحالی که گاه ویلن سولو در مکالمه با ایدهی رقصگونهای با بادیها قرار میگیرد. این بخش به کادانسی ناقص میرسد که راه میبرد به کادنتسای ویلن سولو و سپس به کودای ملایم ارکستر.
موومان سوم فرم «روندو» با تمپوی الگرو دارد. در ابتدا تم پر نشاط و منقطعِ روندو در سل ماژور با ارکستر ارایه میشود. سپس ویلنِ سولو آن را باز میخواند و بسط میدهد. واریاسیونهایی ازاین تم روندو با تناوبی از نقش قالب ویلن و ارکستر دو بار دیگر ارایه میشود و در فواصل بین آنها، نخست بخشی برگرفته از این تم و سپس بخشی شامل دو ایدهی ملودیک بازیگوشانهای دلنشین که اولی با «پیتزیکاتو»ای ریتمیک زهیها همراه است، قرار میگیرند. در آخرِ ارایهی سوم تم روندو، کادانسی ناقص زمینه را برای کادنتسای ویلن سولو آماده میکند؛ که این نیز راه میبرد به کودای پایانی ارکستر که به نوای ملایم هورنها فرودی دلنشین مییابد.
برای دریافت متن به صورت فایل PDF بر روی دانلود کلیک کنید.