موسیقی فیلم

موسیقیِ انیو موریکونه برای فیلمِ «ستاره‌ساز» تورناتوره، ملودیِ اصلیِ زیبا و نوستالژیکی دارد که در واریاسیون‌هایِ متعدد در سراسرِ فیلم تکرار می‌شود. بااین‌حال، استفادهٔ یکسان از این ملودی برای صحنه‌هایِ متفاوتِ عاطفی و داستانی، پرسش‌هایی دربارهٔ منطقِ کاربردیِ موسیقیِ متن و شتابزدگیِ احتمالی در افزودنِ آن به فیلم برمی‌انگیزد.
رجیو در فیلم‌های غیرروایی خود، با بهره‌گیری از موسیقی مینیمالیستی گلس، از تمدن تکنولوژیک انتقاد می‌کند. مینیمالیسم موسیقایی با تکرار سلول‌ها، بازتاب‌دهنده‌ی زندگی مدرنِ بی‌توازن است. گلس با رویکرد تغزلی‌تر خود از دیگر مینیمالیست‌ها متمایز می‌شود و این پرسش را مطرح می‌کند که هنر صرفاً بازتاب‌دهنده‌ی وضع موجود است یا باید به تغییر آن امید داشت
موسیقی فیلم «ریو براوو» با سه تم اصلی – شامل تم آغازین، تم عاشقانه و تم مکزیکی – همراه است. با وجود لحظات خلاقانه، کاربرد بیشتر موسیقی در فیلم نامؤثر، کولاژگونه و عمدتاً به‌عنوان پُرکنندهٔ فضای صوتی ارزیابی می‌شود. با این حال، کاربرد سکوت و صحنه‌های موسیقی‌درمانی، از نقاط قوت آن به‌شمار می‌رود.
یادداشتی بر دو فیلم «آینه» و «سولاریس» و موسیقیهای استفاده شده از «باخ»
«آندری تارکوفسکی» (1986-1932) در کتاب خود «زمان ممهور» (پیکرسازی در زمان) (Sculpting In Time) (1987) از تداوم کار­کرد سنّتی موسیقی فیلم چون عاملی برای تشدید تنش­های عاطفی، تأکید بر ریتم و یا حتّی پوشاندن و جبران ضعف­های بیانی و ساختاری فیلم ابراز تعجّب می­‌کند …
فیلم با نماهایی از پرواز هلیکوپترها بر فراز جنگل‌های حاره‌ای که بمباران می‌شوند و آتش و دود از آن‌ها بر می‌خیزد، و دیزالو آرام این نماها به نمایی نزدیک، رو به پایین (از سقف) و چرخان از سروان «ویلارد» (مارتین شین) که پریشان و گنگ بر تخت افتاده و به سقف اتاقش در سایگون چشم دوخته، آغاز می‌شود.
چنین به نظر می‌رسد که ساختار موسیقایی برخی قطعات «ونجلیس» (هم‌چنانکه آهنگسازانی معاصر چون «کیتارو» و «یانی») از قدرت و پیچیدگی خلّاقه‌ای هم‌پایه‌ی آثار استادان گذشته‌ی موسیقی برای التذاذ پایدار و گسترش یابنده‌ی شنونده‌ای فعّال و خلّاق برخوردار نیستند…
فیلم با نماهایی از حروف عنوان‌‌بندی که بر زمینه‌ای گراینده به سیاهی یا سپیدی تام، به سوی ما می‌آیند و از هم می‌گسلند، یا از ما دور می‌شوند و در خطی باریک به هم پیوسته و محو می‌شوند، نماهایی از قطره‌های خونی که بر شبکه‌ای مویین از الیافی سپید می‌چکند و به هم می‌پیوندند و آن را می‌پوشانند،
درخشش هلالی از نور خورشید از ورای ماهی پوشاننده و در فضایی خاموش و بیکران، نخستین نما و نمای عنوان‌بندی‌ اول فیلم است. نمایی که مشابه‌اش‌ را در سرفصل‌های‌ تحولات انسان تا پایان فیلم می‌بینیم‌ و مطلع نخست فیلم است که فرازهایی از سپیده‌دمان‌ حیات بشر بر زمین را می‌نمایاند. …
درحال بارگذاری
پیمایش به بالا