میلاد جهانی

مهرجویی در فیلم «سارا» با نماهای بسته، دیزالو و فیدهای رنگی، ادراک شهودی و احساسی زنانه را به تصویر می‌کشد. او با جزئی‌نگری صوتی و تصویری، نگاه درونی سارا را به جهان نشان می‌دهد و بدین‌گونه ساختار فیلم را با درون‌مایه‌اش پیوند می‌زند
این متن به بررسی موسیقی منتخب نمایش «در انتظار اولیس» می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه آثار روسینی، واگنر و چایکوفسکی در پیوند با موقعیت‌های نمایشی به کار گرفته شده‌اند. موسیقی در این اجرا صرفاً عنصری تزئینی نیست، بلکه با تأکید بر مفاهیمی چون انتظار، سرگردانی، عشق، تردید، بازگشت و سرنوشت، در شکل‌گیری فضای معنایی نمایش نقش اساسی دارد.
موسیقیِ انیو موریکونه برای فیلمِ «ستاره‌ساز» تورناتوره، ملودیِ اصلیِ زیبا و نوستالژیکی دارد که در واریاسیون‌هایِ متعدد در سراسرِ فیلم تکرار می‌شود. بااین‌حال، استفادهٔ یکسان از این ملودی برای صحنه‌هایِ متفاوتِ عاطفی و داستانی، پرسش‌هایی دربارهٔ منطقِ کاربردیِ موسیقیِ متن و شتابزدگیِ احتمالی در افزودنِ آن به فیلم برمی‌انگیزد.
رجیو در فیلم‌های غیرروایی خود، با بهره‌گیری از موسیقی مینیمالیستی گلس، از تمدن تکنولوژیک انتقاد می‌کند. مینیمالیسم موسیقایی با تکرار سلول‌ها، بازتاب‌دهنده‌ی زندگی مدرنِ بی‌توازن است. گلس با رویکرد تغزلی‌تر خود از دیگر مینیمالیست‌ها متمایز می‌شود و این پرسش را مطرح می‌کند که هنر صرفاً بازتاب‌دهنده‌ی وضع موجود است یا باید به تغییر آن امید داشت
موسیقی فیلم «ریو براوو» با سه تم اصلی – شامل تم آغازین، تم عاشقانه و تم مکزیکی – همراه است. با وجود لحظات خلاقانه، کاربرد بیشتر موسیقی در فیلم نامؤثر، کولاژگونه و عمدتاً به‌عنوان پُرکنندهٔ فضای صوتی ارزیابی می‌شود. با این حال، کاربرد سکوت و صحنه‌های موسیقی‌درمانی، از نقاط قوت آن به‌شمار می‌رود.
این مقاله به بررسی دوگانگی شخصیت موتسارت در نمایشنامه «آمادئوس» و فیلم‌های فورمن و برگمان می‌پردازد. تضاد میان کودک‌وارگی شاد و جنبهٔ عذاب‌دیدهٔ او، ریشه در رابطهٔ پرتنش با پدرش دارد. این تنش در اپراهای «دون ژوانی» و «فلوت سحرآمیز» بازتاب یافته و سرانجام به تصویری از پدری بخشنده و رستگارانه منجر می‌شود.
در این متن، بازیگوشی جری در رسیتال تام، اشکال خیال‌انگیز تا قصر نور، ماجراهای لولک و بولک، ابتکارات آدمک ساده‌انگار، تقلای نوزاد برای زاده نشدن، نماد دایره و مربع، موشک‌های کاغذی، جاروی ماه، و صدها ایده نشان می‌دهند بسیاری دریافت‌ها تنها با خیال و انیمیشن بیان می‌شوند و سینما به انیمیشن بسیار نیاز داشت.
فیلم کوتاه و فیلم بلند، هر دو، از ساختار و زبان سینماییِ بنیادین و مشترکی بهره می‌گیرند. یک فیلمساز فیلم کوتاه بایسته است که از همان دانش و ادراکی از ساختارهای روایی، نمایشی، تصویری و صوتی اثر سینمایی، روبط بین فرم و محتوا در این ساختارها و ترکیب‌بندی نهایی‌شان برخوردار باشد که یک فیلمساز فیلم بلند.
این متن به بررسی سه فیلم مستند یونانی می‌پردازد: «هرکول، آشیل و مادربزرگم» با روایت موازی اسطوره و زندگی زنی که خانه‌اش زیر آب می‌رود؛ «۹۸ سال» درباره پدربزرگی در آستانه مرگ؛ و «مامونی با چیپورو» که با وجود سوژه جذابِ ماهیگیر نقاش، در وحدت موضوعی ناموفق است
این متن به تحلیل چهار فیلم مستند فرانسوی می‌پردازد: معمای پیکاسو و نمایش کامل ذهن خلاق، ون‌گوگ و روایت تحلیلی با نقص فنی، عصر صنعت و نقد خدشه‌دار شدن طبیعت توسط مدرنیته، و اورلیا اشتاینر با پیوندی سوررئال میان تصویر و روایت درون‌گرایانه.
درحال بارگذاری
پیمایش به بالا