سینمای ایران

در آغاز فیلم که مسافران بار سفر می‌بندند، آینه‌ای بزرگ این‌سو و آن‌سو گردانده می‌شود و چشم‌اندازهایی چندگونه و متغیّر از طبیعت پیرامونش را می‌نمایاند. بدین‌گونه از آغاز، به زندگی چون نمایشی از نگاه آینه، دوربین و سینما می‌نگریم؛ و در ادامه به مرگ نیز: نگاه دوربین به سواری سیاه حامل مسافران، چه در ابتدای حرکت که نرده‌های آهنی حیاط خانه به روی دوربین به هم قفل می‌شوند و چه در ادامه‌ی راه، واقعه‌ای شوم را پیش‌بینی می‌کند….
فیلم با تصاویری مؤثر به لحاظ ارائه تجسمی از ویرانی‌های ناشی از جنگ آغاز می‌شود: انفجارهای پی‌درپی، در هم کوبیده شدن خانه‌ها، خیابان‌ها و کوچه‌های ویران شده، آتش، دود و نیز نیشکرزارهای سوخته و به رنگ زرد درآمده. پسرکی هراسان به‌دنبال جان‌پناهی می‌گردد تا اینکه سرانجام کامیونی را که از آنجا می‌گذرد می‌بیند.
سگ‌کشی – دوازدهمین فیلم «بهرام بیضایی»– داستان کوشش دشوار و پُررنج نویسنده‌ای به نام «گلرخ کمالی» است برای نجات شوهرش «ناصر معاصر» از دورانی که او و طلبکارانش به کام آن فرو رفته‌اند. …
درحال بارگذاری
پیمایش به بالا