سینما، خیال، اندیشه
کوبریک در فیلم «درخشش» به رد هرگونه نظام خطی و تکاملی از تاریخ بشریت میپردازد و این باور را به مخاطب انتقال میدهد که بشریت در مسیر تکامل خود به «بازگشت ازلی» خواهد رسید. مفهومی که در نزد فلاسفه اولین بار در سال 1881 توسط فردریش نیچه مطرح شد و در کتابهای مهم او انعکاس یافت.
نیمهی دوم قرن بیستم، دوران پُرآشوب معناها در اروپا و آمریکا است؛ دورهای که در آن عقل و منطق افسار از کف میدهند و در خمرهای از شراب، خود را زائل میسازند. این دوران که بهطور مشخص از دههی ۱۹۶۰ آغاز میشود، شاهد افول مفاهیمی است که دیگر با منطق مدرنیسم همراه نمیشود و در تلاشاست بنیانهای جامعهی مدرنیستی و سنتی را مورد واکاوی قرار دهد.
در بیست دقیقه نخست فیلم پیش از مهمترین کات تاریخ سینما «استنلی کوبریک» با ارائه صورتمسئلهای به دنبال روایتی تخیلی از تکامل انسان است. کوبریک در همان بیست دقیقه نخست عاملی «فرهنگی» و «ضد فرهنگی» را به نمایش میگذارد. او با نهادن منولیتی سیاهرنگ (تختهسیاهی به شکل مکعب مستطیل) در بدویترین حالت زندگی، موقعیتی متضاد از شعور را در کنار هم قرار میدهد.
«استنلی کوبریک» در هفتمین فیلم خود در تلاش است تا به درون اتاق جنگ و مراکز نظامی برود و چهرهای اغراق گونه از تصمیمات آنها بر اهداف کشورها را نشان دهد. فیلم به دلیل وضعیت متضاد از طنزی تلخ مایه میگیرد که گویی ذات پشتصحنهی همهی جنگها است. …
«لولیتا» روایت دختری لوند است که در سن 14 سالگی به سر میبرد. او با چهرهای جذاب و گیرا هم معصومیت کودکانه و هم اروس را با خود حمل میکند و قادر است افراد زیادی را به دام خود اندازد. اینگونه که پیداست او شیطنت درونی خود را دستمایه بازی با دیگران قرار میدهد و از این امر تا حدی لذت میبرد.
درخشش هلالی از نور خورشید از ورای ماهی پوشاننده و در فضایی خاموش و بیکران، نخستین نما و نمای عنوانبندی اول فیلم است. نمایی که مشابهاش را در سرفصلهای تحولات انسان تا پایان فیلم میبینیم و مطلع نخست فیلم است که فرازهایی از سپیدهدمان حیات بشر بر زمین را مینمایاند. …
افکار عمومی بهصورت پیشفرض انتظار خود را جهت قضاوت بر پیشینه و سابقهی کاری افراد میگذارد درحالیکه بارها عکس این رفتار ثابتشده است. فردی که در حرفهی مشتزنی تبحر دارد و صاحب قدرت است انتظار عموم را بهسوی روحیهای خشن میکشاند که صاحب آن روحیه قادر است با زور همهچیز را تملک کند.
«کوبریک» در نخستین فیلم خود و در سن ۲۴ سالگی، میتوانست یکی از مهمترین پرسشهای تاریخ بشریت را در قالبی سینمایی مطرح کند؛ پرسشی که میان دو مفهوم تمدن و توحش قرار میگیرد و گویی این دو، لازم و ملزوم یکدیگر پنداشته میشوند. …
اغلب گفته میشود که استفادهی کوبریک از موسیقی در فیلمهایش بس هوشمندانه است. اما میتوان گفت که استفادهی آزاردهندهی کوبریک از موومان چهارم سمفونی نهم بتهوون (این موسیقی سترگ ستایش شادی و صلح جهانی) و اورتور «زاغ دزد» جاکینو روسینی در «پرتقال کوکی»، شاید هوشمندانه باشد، ولی اندیشمندانه نیست.
«داستایوسکی» نویسندهی بزرگی است که جهانبینی و دنیایی خاص دارد. دنیایی چنان عظیم و گسترده که بیکران به نظر میآید. دامنهی افکار بلندش به جامعهشناسی، انسانگرایی، فلسفه و از همه مهمتر روانشناسی میرسد. جنبه روانشناسانهی آثار او بخصوص تأکید خاص او روی «ضمیر ناخودآگاه» دقت بیشتر کارگردان را در حفظ امانت هنگام برگردان سینمایی رمانهایش میطلبد.
درحال بارگذاری