درباره‌ی موسیقی منتخب نمایشِ «در انتظار اولیس»

این نمایش به نویسندگی بهزاد عشقی و کارگردانی امیر ثابت در رشت و در سال ۱۳۷۲ برگزار شد.

محمدرضا یکرنگ صفاکار ۱۳۷۲/۰۲/۲۲

در آغاز و میانه نمایش، هنگامی‌که «پنه لوپه» در کابوس‌هایش اولیس را در نبرد با غول‌های دریایی می‌بیند قسمتی از «اورتور گیوم تِل» اثر روسینی (۱۸۶۸-۱۷۹۲) شنیده می‌شود که در اصل برای تجسم عبور «ویلهلم تل» و یارانش از رودی خروشان تصنیف شده است و هنگامی‌که تاجر روایت خود را از سرنوشت اولیس باز می‌گوید، دو واریسیون از تم اول «اورتور هلندی سرگردان» اثر «واگنر» (83-۱۸۱۳) بگوش می‌رسد که در اصل تجسم گر کشتی طوفان‌زده‌ی ناخدایی نفرین‌شده است که طلسم سرگردانی ابدی او در میان دریاها، فقط آنگاه خواهد شکست که زنی را بیابد که تا پای مرگ عاشقش باشد. به‌جز این دو، دیگر قطعات موسیقی نمایش از آثار چایکوفسکی (۹۳- ۱۸۴۰) انتخاب‌شده‌اند:

 در لحظاتی از ابتدا تا انتهای نمایش قسمت‌هایی از موومان دوم سمفونی یک چایکوفسکی به قصد تأکید بر حضور «اولیس» و به‌عنوان تم معرف (موتیف) اصلی مورد استفاده قرار می‌گیرد. موومانی که «سرزمین ابرومه» نامید شده و با لحنی نوستالژیک (غم غربت گرایانه) تجسم بخش سرزمینی آرمانی است که در افق‌های دور فضایی مه‌آلود و از پس ابرهای یأس و تردید، هر بار با شدت و وضوحی بیشتر از پیش جلوه‌های گوناگونش را در مقابل دیدگان آرزومند خیال می‌نمایاند؛ و این معنی با درون‌مایه نمایش همسویه است. درصحنه‌های آغازین به همراه اولین و دومین حضور خواستگاران، به‌مثابه نمایندگان اشراف یونان، دو واریسیون از تم اول «کاپریچپو ایتالیا» را می‌شنویم. تمی که شیپورها باحالتی باشکوه و به‌گونه‌ای که یادآور عظمت رم باستان (در اصل) باشد آن را می‌نوازند؛ و درصحنه‌های پایانی، آنجا که خواستگاران توطئه پلیدشان را به انجام می‌رسانند شیپورها اما به‌گونه‌ای شوم، فاجعه‌بار و تسلط یابنده به صدا در می‌آیند و این تم همان است که در سمفونی چهارم چایکوفسکی موتیف سرنوشت پنداشته می‌شود. از چند واریسیون تم دوم «کاپریچپو ایتالیا» که لحنی تاریخی و نوستالژیک دارد برای بیان تردیدهای پنه لوپه در برابر خواستگاران در نیمه اول نمایش و از تم پنجم آن‌که جشنی باشکوه و آمیخته با قدرت و هراس را مجسم می‌کند برای جشن بازگشت «اولیس» استفاده می‌شود. پیش از بازگشت اولیس، آنگاه‌که خواستگاران به جواب مساعد پنه لوپه امیدوار می‌شوند و هم‌زمان با خاموشی نور صحنه، قسمت پایانی سمفونی دوم بگوش می‌رسد که در ابتدا ریتمی تُند و لحنی شاد و چابک دارد اما به‌تدریج لحنی هراسناک می‌یابد به‌گونه‌ای که انگار وقایع شومی را پیشگویی می‌کند. اوج تراژیک نمایش را موسیقی تراژیک و سرنوشتی پایان موومان اول «سمفونی مانفرد» همراهی می‌نماید. قسمتی از یک رقص از باله «دریاچه قو» آنجا که اولیس و پنه لوپه خاطرات شیرین خود را به یاد می‌آورند و نیز قسمتی از «اورتور رومئو و ژولیت» که نبرد رومئو و پاریس را بر مزار ژولیت مجسم می‌کند به هنگام جنگ شمشیر «بدوس» و اولیس مورد استفاده قرار می‌گیرند و سرانجام پایان «اورتور رومئو و ژولیت» که در آن ضربات مؤثر ارکستر، انگار، به تم وداع مشهور این اورتور که سرشار از عشق و انتظار است جاودانگی می‌بخشند، با واپسین لحظات نمایش همراه می‌شود.

 بدنیگونه سعی شده است که در انتخاب و بکارگیری قطعات موسیقی مناسب برای نمایش از همسویی با منظور آهنگساز در تصنیف آن‌ها غفلت نشود؛ و در این راستا موسیقی چایکوفسکی برگزیده‌شده است. موسیقی که همواره تردید، انتظار، عصیان و نوستالژی را با عالی‌ترین آرزوها و آرمان‌های انسانی همچون عشق در هم می‌آمیزد و چنین است که آن را به دور از مضمون نمایش نمی‌یابیم و نیز به دور از این کلام «اولیس» در پایان نمایش که: «اگر عشق نیست، هرگز هیچ آدمی‌زاده را تاب سفر این‌چنین نیست!»

برای دریافت متن به صورت فایل PDF بر روی دانلود کلیلک کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا