يادداشتی بر موسيقی فيلم «ريو براوو»
محّمدرضا یکرنگ صفاکار ۱۳۸۸/۱۰/۲۰
تم اصلي موسيقي متن فيلم، در تيتراژ آغازين آن معرفي ميشود: تمي ملوديك براي اُركستري كوچك با نقش اصلي سازهايي عاميانه چون سازدهني و با ريتمي تداعيگرِ ريتم حركت دليجان، با حالتي كموبيش سرخوشانه و آسودهخيال؛ هرچند با تمپويي معتدل و ديناميكي نيمهملايم. در پايان فيلم نيز ملودي اين اوورتور را با همين حالت و ديناميك، هرچند در وارياسيوني كوتاه با آواري گويا در وصف «ريو براوو» ميشنويم؛ امّا در وارياسيونهاي دگرگونه و بسطيافتهي اين تم با رنگآميزيها و حالاتي مختلف و متناسب با رويدادهاي صحنه، در بخشهاي ديگر فيلم – ازجمله بر صحنهي ورود «ويلر» و يارانش به شهر و يا بر نماهاي نزديكي از «دود» كه به هنگام پيچاندن كاغذ سيگارش از لرزش دستهايش نوميد ميشود – نقش اصلي بر عهدهي ساز سولوي باديست و به جز اين چند مورد، استفاده از اين موسيقي در باند صوتي فيلم يا چنان زيرِ صداست و يا اگر در اوج است، چنان كولاژگونه است كه باريبههرجهت به نظر ميرسد و بدينگونه خلّاقيّتِ احتمالي آهنگساز – «ديمتري تيومكين» – را در سرايش موسيقي فيلم به باد ميدهد.
به عنوان نمونه به صحنهي افتتاحيّهي فيلم توجّه كنيم كه پس از تيتراژ آغازين و با قطعهي ملايم و سبُكي براي گيتار و بهگونهاي كه گويا موسيقي صحنهي كافهبار است، همراه ميشود؛ تا آنجا كه «جو» با حالتي تحقيرآميز براي «دود» سكّهاي مياندازد و متعاقب آن درگيريهاي منجر به قتل آغاز ميشود. در اينجا موسيقي بهيكباره و با تكّههايي كولاژشده تغيير و اوج مييابد؛ به نحوي كه تقليدهاي موسيقاييِ درهمبرهمي از صداي اصابت سكّه گرفته تا صداي مشتهاي پياپيِ محكمِ «جو» بر شكم «دود» ارايه دهد.
تم دوّم موسيقي فيلم گويا تميست براي «ويرز فدرز» و عشقاش به «چنس» (جان وين) كه براي اُركستري سبُك با نقش اصلي سولوي بادي تصنيف شده و وارياسيونهايي مشابه از آن در اغلب سكانسهاي دونفرهي ايندو شنيده ميشود. امّا اين تم بيش از آنكه عاشقانه باشد، رنگ و حالت موسيقي سبُك ملايمي در يك كافه مثل همان كافهبارِ اين سكانسها – هرچند امروزيتر از آن – را دارد؛ به ويژه كه در تمامي اين سكانسها بسيار آهسته و زير صدا و بنابراين نامؤثّر و انگار صرفاً براي پُركردن باند صوتيِ فيلم – به كار گرفته شده است.
موسيقي «تيومكين» امّا تم سوّمي هم دارد كه در اواسط فيلم به صورتي كه انگار موسيقيِ صحنه است، معرفي ميشود: يك ملودي زيبا و تغزّلي مكزيكي براي ترومپت (يا كورنت) و گيتار كه سردستهي تبهكاران «ناتان برودت» دستور نواختناش را به نوازندگاني مكزيكي در كافهبارِ پاتوقِ تبهكاران ميدهد و چنانكه كمي بعد «دود» و «كلورادو» توضيح ميدهند، آهنگ مكزيكيهاي جنوب آمريكاست كه نامش را گذاشتهاند «جانيها» و بنابراين نشانهي اعلام جنگ تبهكاران فيلم است به كلانتر «چنس» و يارانش براي پس گرفتن زندانيشان «جو»! پيش از اين بسطي مخاطرهآميز از اين تم را به صورت موتيفهايي دگرگونه و گسيخته از آن با باديهاي چوبي و ترومپت و هورن، بر پسزمينهاي از ضربات فزايندهي آكوردهاي پياپي گيتار – هرچند باز هم ضعيف و زير صدا – بر نماهاي پيش از ورود «چنس» و «دود» به كافهي تبهكاران – بعد از كشتهشدن «ويلر» – ميشنويم و پس از اين، وارياسيونهايي مهيّج و پرتنش از اين تم، سكانسهاي درگيري كلانتر و يارانش با تبهكاران را – و اوجي از اين وارياسيونها، واپسين صحنهي اين درگيري را – همراهي ميكنند. بدينگونه كاربرد تم سوّم توجيهي منطقي مييابد كه اّمّا چندان محكم و متقاعدكننده به نظر نميرسد؛ به ويژه كه شكل اصلي ملودي مكزيكي يعني اكسپوزيشن آن در فيلم – چنانكه ميشنويم – تغزّلي و گوشنواز است.
امّا اين موسيقي تغزّلي و گوشنواز كاركرد ديگري نيز مييابد كه هرچند كاركرد اصلياش را نقض ميكند، بس جالب و بامزّه به نظر ميرسد: «دود» در اوجي از نوميدياش از ضعفجسماني و گماناش به بيمصرفشدن در اثر ميخوارگي، متوجّه ميشود كه اين موسيقيِ اعلام جنگِ تبهكاران، لرزشِ دستهايش را متوقّف كرده است – گويا از اين رو كه او را به ياد محبوب بيوفاي عزيزش مياندازد؛ و از اينجاست كه موسيقيدرماني آغاز ميشود و تداوم مييابد با اجرايِ دو و سه نفرهي جالبي از دو ترانهي جذاب به سبك «كانتري موزيك» كه هرچند لحظاتي دلنشين و به ياد ماندني ميآفريند، با توجّه به ورود و خروج گاه و بيگاهِ تعدادي ديگر تم و ايدهي موسيقاييِ بيربط به تمهاي اصلي فيلم، از جمله دلايلي ميشود براي آنكه كار آهنگساز و صد البته موسيقيگذار فيلم را بيش از آنكه كاري هنري، كاري حرفهاي به معناي هاليوودياش بدانيم.
در اين ميان شايد يكي از خلّاقّانهترين لحظات به كارگيري موسيقي فيلم آنجا باشد كه موسيقي به كار گرفته نشده و جايش را به سكوتي پرتعليق در ميانهي نماهايي برخوردار از موسيقي متن داده است. منظور صحنهي ورود «چنس» به طويلهاي است كه قاتل «ويلر» در آن پنهان شده است. همچنين است كاربرد مؤثّر خاموشي موسيقي و سكوت در صحنهي بعدي يعني ورود «چنس» و «دود» به كافهاي كه قاتل در آن پنهان شده است؛ صحنهاي با بازي خوب «دين مارتين» براي انتقال مؤثّرِ حسِّ تعليقي آميخته با دغدغهي او براي اثبات بازيابيِ وجود و قابليّتهاي از دست رفتهاش به خود و ديگران
برای دریافت متن به صورت فایل pdf بر روی دانلود کلیک کنید.