محمّدرضا یکرنگ صفاکار 5 خرداد 1393
بازیگوشی «جری» (موش) به هنگام رسیتال پیانوی «تام» (گربه) در حال نواختن «راپسودی مجار» «فرانتس لیست»، پویش بیوقفهی خطوط و اشکالی بسیار تا رسیدن به قصری از نور، رویدادها، صحنهها و کاراکترهای خیالانگیز و جذّاب افسانهی کودکانهای چون «سپید برفی و هفت کوتوله»، ماجراهای سرشار از کنجکاوی و تخیّل دو جهانگرد کوچک: «لولک» و «بولک»، دردسرهای عجیبی که آن آدمک مبتکرِ سادهانگار در ابتکارات عملی عجیب و خندهدارَش برای حلِّ مشکلات خانهاش میآفریند، تقلّای نوزادِ هنوز زاده نشدهای در فضای امن رحِمِ مادر برای آنکه زاده نشود، نمایشی سمبلیک از تفاوتهای شخصیّتی زن و مرد با اشکالی چون دایره و مرّبع، حرکت انبوهی از موشکهای کاغذی برای رساندن عاشقی گمکردهمعشوق به معشوقاش، و داستان شگفت پسرکی که هر شب از قایق پدر و پدربزرگاش نردبانی بر ماه میفرازد تا به همراه آنان سطح ماه را از شهابسنگهایی که بر آن میریزند، جاروب کند و امّا برای اینکار، ابتکاری ساده و هوشمندانهتر از آنچه پدر و پدربزرگ با لجاجت و تعصّب بر آن پای میفشارند، دارد، و صدها و صدها ایده و موضوع و داستانِ سرشار از نیروی جادویی خیال، نشانگر آنند که چه بسیار دریافتها و اندیشههاست که بهجز به یاری خیال و تجسّم هنرمندانهاش قابل بیان نیست و نیز، چه بسیار کم داشت هنر سینما، اگر که فیلمهای انیمیشن را نداشت.