محمّدرضا یکرنگ صفاکار 5 خرداد 1393
فیلم کوتاه و فیلم بلند، هر دو، از ساختار و زبان سینماییِ بنیادین و مشترکی بهره میگیرند. یک فیلمساز فیلم کوتاه بایسته است که از همان دانش و ادراکی از ساختارهای روایی، نمایشی، تصویری و صوتی اثر سینمایی، روبط بین فرم و محتوا در این ساختارها و ترکیببندی نهاییشان برخوردار باشد که یک فیلمساز فیلم بلند. امّا تفاوت در این است که فیلم کوتاه، چه داستانی باشد و چه مستند، و چه تجربی باشد و چه انیمیشن، ساختاری مونوتمیک یا تکموضوعی دارد که باید در فرصتی کوتاه، به نحوی مؤجز و مؤثّر، و با کمترین خدشه در اجزای فرم و ترکیببندی ساختار، بیان شود. از این رو به زیبایی ناب هنر سینما نزدیکتر است. امّا این زیبایی ناب به دست نمیآید، مگر آنکه فیلمساز از سویی از درک و دریافت لازم از هنر سینما برخوردار گردد و از سوی دیگر به موضوعی که میخواهد به آن بپردازد، اشراف کامل به لحاظ تحقیق و تحلیل و تفکّر داشته باشد و آن را در فرایندی خلّاقانه از دریافتهای حسّی و احساسی و شهودیاش تجربه و درک کرده باشد. دستکم گرفتن لزوم برخورداری از دانش سینمایی و درک و تجربهی درونی موضوع و محتوای اثر، و تولید سهلانگارانه، آزمایشی و یا سفارشی فیلم کوتاه، میتواند ارزش هنری و سینمایی این شاخه از فیلمسازی و به تعبیری دیگر درخت سینما را خدشهدار کند و فیلمساز را نیز از تداوم بالنده و پیشروندهی کارش بازدارد. فیلم کوتاه آزمایشی برای ساخت فیلم بلند نیست؛ بلکه خود تجربهای مستقل و ناب در آفرینش سینماییست. همچنین فیلم کوتاه نباید صرفاً حاصل پذیرش یک سفارش باشد؛ حتّی هنگامی که به ظاهر چنین است و حتّی اگر این سفارش از جانب فیلمساز به خودش، در پی تجسّساش برای این باشد که اکنون چه فیلمهایی با چه مضامین و پرداختهایی از جشنوارهها جایزه میگیرند.